مطبوعات فارس - الهه بهرامی: هر چند در روزهای نا آرامی به سر می بریم و شاید با خواندن ابتدای صحبتم این امر بر شما مشتبه شود که با وجود این همه ناخوشی و مصیبت، از کدام خوشی و شادی و .... حرف میزنم اما فقط خواستم بی هیچ توضیح و شبیه فیلمنامه های اصغر فرهادی که همیشه تصمیم و قضاوت با مخاطب است، یادآوری کنم که با وجود همین وضع حاضر و تنگاهایش، فلسفه زندگی را، چه در غم و چه در شادی فراموش نکنید؛ چرا که تنها راه برون رفت از دل مردگی ها و عصیان روزگار، یادآوری همین فلسفه است و بس؛ آخر می دانید؟ کلمات بار دارند، باید از کلمات درست و بجا استفاده کنیم، شاید اگر همه شکر کرده بودیم حالا...بگذریم...باز هم روز خبرنگار از راه رسید!آدم میماند که با این روز ثبت شده در تقویم ملی چه کند!شادی کند یا بغض و اشک و آه.به حرفه ام ببالم یا نادم و پشیمان باشم.بنویسم و جنجال کنم یا سکوت اختیار کنم و به تبریکی دل خوش باشم.اصلا؛ از چه چیزی بنویسم که هم حق مطلب را ادا کرده باشم و هم پیش خدای خودم شرمنده نشوم...!ما را تلاشگران خط مقدم اطلاع رسانی لقب دادند، همیشه از باید و نبایدها می نویسیم، کم و کاستی های موجود را خبر می دهیم، خطر میکنیم و این روزها هم که آمار جولان کرونا را جار میزنیم...این حرفه من است اما تمامش نیست... نیمی از تمامش، دستخوش غم نان و سودای قدرت و قلدری سانسور بوده و هست و خواهد بود... با این اوصاف حرفی برای گفتن نمانده چون به خصوص در این ایامی که بر ما می گذرد همه چیز واضح و مبرهن است و مخاطبان هم آگاه...البته شاید به ظاهر آگاه...آن هم به لطف شبکه های به اصطلاح اجتماعی! راستش دلم از این صفحه های پر زرق و برق جادویی، خون است...از بستری برای اطلاع رسانی، به دنیای ابتذال و تبلیغ تبدیل شدند.رسالتشان شده درآمدزایی برای آنهایی که جز عرضه جسم عریان و به نمایش درآوردن زندگی بی ارزش خصوصیاش، چیزی برای ارائه ندارند...ای داد و ای بیدادحرف و حقیقت بسیار است و دیگر حوصله ای نمانده...قصد ندارم درس زندگی بدهم اما گفتن این ها خالی از لطف نیست و شاید تلنگری به خودم و شمای مخاطب...هیچ حالی دائمی نیست، نه رنج، نه شادی، نه غم و نه افسوس و نه غرور و نه افتخار و این همان چیستی و چگونگی جادویی زندگیست.بگذریم که " این نیز بگذرد.... "نگذار تو را پژمرده و تسلیم کنددر این روزهای وانفسا که پاندمی کووید ۱۹ طاقت همه را طاق کرده و باعث شده چشم بر زیبایی ها ببندیم، دیگر گفتن افکار حرفه ایم کمکی به حال مردم و سرزمینم ندارد.گفتن عملکرد ارگان های مختلف، ابرازِ آمار نقدینگی و عدم نقدینگی ها، اعلام شاخص بورس و یا اظهار چند و چون های مملکت چه نفعی به حال مخاطبم دارد؟!جز این است که بر تشویش اذهان عمومی و عدم امیدواری و درک زیبایی ها می افزاید...!!هر چند...حرفه ی من به جز انعکاس این لاطائلات، زیبایی های قابل توجهی هم دارد که هیچ وقت به معنای واقعی کلام رونمایی نشد.این روزها باید از امید به زندگی دم زد و خویشتن را باور کرد تا تسلیم یک موجود چند میلیونیم میلی متری نشویم.همیشه که نباید همه چیز، خوب باشد!در دلِ مشکلات است که آدم، ساخته می شود.در زندگی همه ما مشکلات کوچک و بزرگی به چشم می خورند که گاهی می توانند باعث بروز مسائلی بغرنج گردند ولی مهم است تا با حفظ روحیه به رویارویی با چنین مشکلاتی رفته و به هیچ وجه روحیه خود را نبازیم و تسلیم نشویم.شاید به جرات بتوان گفت که در جهان پهناور هیچ فردی را نمی توان یافت که صد در صد خوشبخت باشد و هیچ مشکلی در زندگی شخصی و اجتماعی خود نداشته باشد ولی می توان با تقویت روحیه به جنگ با مشکلات رفت. آگاهی از خواسته ها و آرزوهای منطقی مان می تواند به ما در پیشرفت مسیر صحیح در زندگی یاری رساند.فقط همین که " این نیز بگذرد"به امید رهایی و شادمانی سرزمینم...
عکس های خبر
پر بازدیدترین مطالب
حساب وکالتی بانک قرضالحسنه مهر ایران برای ثبتنام خودروهای وارداتی
بررسی کارنامه اصلیترین نهاد متولی قرضالحسنه
طرح بخشودگی جرایم دیرکرد بازپرداخت وام
بانک قرضالحسنه مهر ایران به عنوان پیشگام خدمات غیرحضوری شناخته میشود
دومین استعفا پس از قتل دانشجوی دانشگاه تهران
تجمع تعدادی از داوطلبان کنکور مقابل سازمان سنجش
مامور پلیس در جریان بازسازی صحنه قتل، به شهادت رسید
تدوین لایحه آموزش اجباری دانشآموزان بازمانده از تحصیل
افزایش سه برابری ورودی آب به سدهای فارس
رقابت ۳۲۰ دانش آموز دختر برای پوشیدن پیراهن تیم ملی در شیراز آغاز شد